عکس و مطالب زیبا

created by: amir

اعداد 2 فعلا" بروزرسانی نمیشه.

111112111111221111111221122222112222211222221121111211122221112222211222211
111121211111212111112121111211112111211211121121111211211112111121112111121
111222221111211211121121111211112121111222221122222211211112111121112111121
112111112111211121211121111211112112111211111121111211211112111121112111121
121111111211211112111121122222112111211211111121111211122221111121111222211

یکها رو ندیده بگیر و دوها رو بخون!!!

اگه نمیتونی ctr+f رو بزن تو اون کادر بنویس 2 و بعد گزینه highlight all رو بزن خودش خونده میشه!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

بازی با واقعیت...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

خطای دیـــــــــــــــد...

بیشتر دقت کن ببین کی داره روزنامه می خونه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

فقر چیست؟

  
ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست، طلا و غذا نيست  .......

فقر ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست......

فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

نازی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

چاق کنک...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

لبخند...

مــن اگـــر لـبـخـنــدي بــر لـبـانـــم جــاريــسـتــــــــــــــــ

اجــبـار عـکـس اسـتــــــــــــــــــــــــــ

عـکـا سـبـاشــي خـنـده بــر لــبــــــــــــــــ مـيــخــواهــد

وگــــر نــــــــه

من بـدون_تـــــــــــــــو

مــــــن کــــجاخنده کـــــــــــــــــجا ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

cat

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

انتظار آقایون از خانوما...

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

به همه مربوطه...

موشي در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،

همه گفتند: تله موش مشکل توست و به ما ربطي ندارد،

ماري در تله افتاد و زن مزرعه دار را نیش زد،

از مرغ برايش سوپ درست کردند،

گوسفند را براي عيادت کنندگان سربريدند،

گاو را هم براي مراسم ترحيم کشتند،

و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه مي کرد و

به مشکلي که به ديگران ربط نداشت فکر مي کرد!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

تقارن مورچه ای...

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

تبریک آغاز سال نو میلادی(2012)

2                      1                       0                    2

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

اصل و فرع...

مردی با دوچرخه به خط مرزی رسید او دو کیسه بزرگ همراه داشت.

مامور مرزی پرسید:در کیسه ها چیست؟

مردجواب می دهد:شن

مامور کیسه ها را می گردد وبعد از ساعتی می بیند که واقعا درون کیسه ها شن است.

چند سال این مرد همین طور با دوچرخه می آمد می رفت وهر دفعه مامور او را میگشت.

یک سال آن مرد نیامد ومامور آن را در شهر دید پس از سلام واحوال پرسی به او گفت:

من میدانم که تو الکی به مرز نمی آمدی پس بگو چه چیزی را قاچاق میکردی؟

آن مرد پس چند لحظه گفت:

دوچرخه!!!

بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را از موضوعات اصلی غافل می کنند.

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

برگشتی در کار نیست...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

عزیزم نمیشه...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

پنج توپ زندگی

 برايان دايسون:

فرض کنيد زندگي همچون يک بازي است. قاعده اين بازي چنين است که:

بايستي پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهداريد و مانع افتادنشان بر زمين شويد.

جنس يکي از آن توپها از لاستيک بوده و باقي آنها شيشه اي هستند.

پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستيکي بر روي زمين،

دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ ديگر به محض برخورد ،

کاملا شکسته و خرد ميشوند. او در ادامه ميگويد :

خانواده، سلامتي، دوستان و روح خودتان چهار توپ شیشه ای

و توپ لاستيکي همان کارتان است.

كار را بر هيچ يك از عوامل فوق ترجيح ندهيد، چون هميشه كاري براي كاسبي وجود دارد ولي

دوستي كه از دست رفت ديگر بر نميگردد،

خانواده اي كه از هم پاشيد ديگر جمع نميشود،‌

سلامتي از دست رفته باز نميگردد

و روح آزرده ديگر آرامشي ندارد

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

ذهن آزمایی...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

پدربزرگ...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

مرد فرصت طلب...

مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد.

وقتی پولهارا دریافت کرد رو به یکی ازمشتریان بانک کرد و پرسید :

آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد :

بله قربان من دیدم. سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و

او را در جا کشت. اومجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید:

آیا شما دیدید که من از اینبانک دزدی کنم؟مرد پاسخ داد :

نه قربان ، من ندیدم ؛ اما همسرم دید!

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

تقدیم به ...

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت   توسط امیر   | 

عمرتان به بلندای یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــدا...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت   توسط امیر   | 

از خود گذشتگی مادرانه...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت   توسط امیر   | 

کارمند تازه وارد...

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»

صدایی از آن طرف پاسخ داد: « شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می ‌زنی؟»

کارمند تازه وارد گفت: «نه»

صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق.»

مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با کی حرف  میزنی، بیچاره.»

مدیر اجرایی گفت: «نه»

کارمند تازه وارد نفسی به راحتی کشید و گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت   توسط امیر   | 

رزم گوگلی...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت   توسط امیر   | 

دختر بیل گیتس(ثروتمند ترین فرد جهان)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت   توسط امیر   | 

مصاحبه استخدامی...

در مصاحبه استخدام یک شرکت، آقای مدیر از مهندس جوانی که هیچ تجربه کاری نداشت

 پرسید: برای شروع کار، حقوق درخواستی شما چقدر است؟

مهندس جوان پاسخ داد: حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینکه چه مزایایی مدنظر داشته باشید.

مدیر گفت: خوب، نظرت راجع ,به 150 هزار دلار حقوق، 14 روز تعطیلی در ماه، بیمه کامل درمانی،

حقوق بازنشستگی ویژه و یک خودروی شیک و مدل بالا چیه؟

مهندس گفت: شوخی می کنین؟!

مدیر جواب: بله شوخی می کنم. اما اول خودت شروع کردی!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت   توسط امیر   | 

امروز نوبت ماست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت   توسط امیر   | 

بدون شرح...

نظرتــــــــــــــون چــــــــــــیه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت   توسط امیر   | 

قهوه تلخ تلـــــــــــــــــــــــــــــــــخ...

با ســــــــــلام

در این مطلب به بررسی نمادگراییهایی که (به عمد یا غیر عمد)در سریال قهوه تلخ رخ داده

می پردازیم،نمادهای که فراماسونها از آنها استفاده می کنند.

لطفا" با مطالعه کل مطلب نظرتون رو برای ما بفرستین

منبع این مطلب در پایان آمده است.


******


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت   توسط امیر   | 

گاو طلایی...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت   توسط امیر   |